- مجلس شوراي اسلامي
- دوره ۱
- جلسه ۱۷۰
رئيس جلسه: اكبر هاشمي رفسنجاني
تاريخ: ۱۳۶۰/۰۴/۰۲
شماره روزنامه رسمي: ۱۰۶۳۰
زمان: ۰۷:۳۰ تا ۰۹:۱۵
قسمت چهارم
(در اين هنگام رياست جلسه را آقاي پرورش نايب رئيس بعهده داشتند)
يكي ازنمايندگان – آقاي پرورش ، اين مطالب مربوط به اعتبارنامه آقاي همتي ميشود.
همتي
– آقاي پرورش طبق ماده ۶۶ آئين نامه بنده بايد توضيح بدهم.
نايب رئيس(پرورش)- بسيار خوب آقا ، بعدتوضيح بدهيد، ايشان علت مخالفت شما را با خودشان دارند ميگويند، اگر وارد نيست ، بعد توضيح بدهيد.
بهروزيه
– بعد حمايت ايشان است از آقاي همتي، آقاي همتي از فردي بنام انوري كه دبيركل حزب رستاخيز مشكين شهر بوده ، طي يك نامه اي كه خدمت ايشان مينويسد ميگويد كه :”اينجانب احمد همتي، آقاي حاجي محمود انوري را كه كارمند آموزش و پرورش ميباشد بعنوان ساواك و ضد انقلاب اسلامي نميشناسم و احتمال ميدهم اتهام وارده از روي غرض شخصي بوده باشد. احمدهمتي”.
اين آقاي انوري كسي است كه مردم مشكينشهر اظهر من الشمس او را ميشناسند و سوابقي كه دارد پاي مجسمه اعليحضرت در مشكين شهر مراسم ۲۸ مرداد وساير مراسم شعرها و سرودهايي ميخوانده است، بعد از اينكه ۰۰۰
ديالمه- تذكر آئيننامهاي دارم.
موسوي لاري- آقاي پرورش اگر قرار بر بي نظمي است . بفرماييد.
نايب رئيس(پرورش)- تذكر آئين نامه اي يعني ميتواند صحبت را قطع كنيد، بفرماييد.
دكتر ديالمه
– بسم الله الرحمن الرحيم. ماده ۱۴ آئين نامه ميگويد كه .” پس از صحبت مخالفت نماينده مورد اعتراض ميتواند بمدت يكساعت يا بميزان مجموع مدتي كه نمايندگان مخالف صحبت كردهاند از خود دفاع نمايد”. يعني الان اتهاماتي ، برنامه هايي ، اشكالاتي ، هر چه كه ايشان اسم آن را ميگذارند برايشان وارد شده است. سوالهايي از ايشان كردند، ايشان ميتوانند فقط آنها را جواب بدهند ودفاع كنند . الان ايشان دارند عملا مخالف اعتبارنامه آقاي همتي صحبت ميكنند. اگر چنين مسالهاي وجوددارد، يعني آقاي همتي اعتبارنامهشان اشكال دارد، خيلي خوب، زماني بايد باشدبيايد در مجلس مطرح بشود. همين اشكالات را بر اعتبارنامه آقاي همتي مطرح كنندوايشان هم بيايند جواب بدهند ولي در شرايط فعلي ايشان از اعتبارنامه خودشان ميتوانند دفاع كنند. شما الان اگر ميزان صحبتي را كه كردند يكبار از اول بگذاريد وروي مساله مطالعه بكنيد ميبينيد شما بيشتر وقت فقط اشكال در اعتبارنامه فردي است كه مخالفت كرده است. فردمخالف خوب، يا بد، اين اشكالات را وارد كرده است. الان هم اعتبارنامه ايشان مطرح است، بايد از اعتبارنامه خودشان دفاع كنند، نه بر اعتبارنامه ديگري اشكال كنند.
نصراللهي – تذكرآئين نامه اي دارم.
نايب رئيس(پرورش) – بفرماييد.
نصراللهي-بسم الله الرحمن الرحيم. يادم ميآيد موقعي كه آقاي آيت در دفاع از اعتبارنامه خودش۰۰۰
نايب رئيس- تذكر آئين نامه اي تان را بدهيد.
نصراللهي – بر اساس همين ماده كه آقاي ديالمه ذكر كردند، يادم ميآيد كه موقعي كه آقاي آيت در دفاع از خودشان بر اتهامات جواب ميدادند، تك تك آقاي سلامتيان وغضنفرپور وتمام مخالفين را آوردند و اينجا اسنادشان را ارائه دادند كه اينها اين هستند كه با من مخالفت ميكنند. چطور شد آقاي ديالمه آن موقع يادشان به اين ماده نيفتاد، اما الان يك دفعه يادشان به اين ماده افتاد؟ بنابراين راي بگيريد.
نايب رئيس(پرورش)- اشكال شان بجا است.
آقاي بهروزيه شما پانزده دقيقه وقت داريد بفرماييد.
بهروزيه
- بعد از اينكه من به تبريز رفتم يعني از سمت دادستاني انقلاب كليبر بركنار شدم رفتم تبريز ودر جريانات عمليات خلق مسلمان، فرمانده عمليات سپاه بودم. در اين فاصله آقاي نورالدين غروي استاندار وقت آذربايجان شرقي نامهاي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني مينويسد.
”بسمه تعالي، وزارت كشور، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني (وقتي بود كه ايشان تصدي وزارت را داشتند) پيرو مذاكرات تلفني با جنابعالي ودادستاني كل انقلاب وجناب آقاي موسوي اردبيلي در مورد ابقاء آقاي حسن بهروزيه در سمت نمايندگي دادستاني انقلاب تبريز در منطقه كليبر اظهار ميدارد، همانطور كه در جلسه شوراي انقلاب در تاريخ ۵۸/۱۰/۴ حضور
همه آقايان اعضاء شورا توضيح لازم دادم، منطقه آذربايجان اگر از نظر جمعيت حدود ده درصد وسعت، حدود پنج درصد كل ايران باشد، از نظر اهميت سياسي شايد بيش از سي درصد باشد. بي توجهي به مسائل اين منطقه ميتواند فجايعي ببار بياورد كه تمامي كشور را غرق در مشكل و خداي نكرده انقلاب را در مظان خطر قرار دهد و چنانكه ديدم آشوبهاي تبريز نه فقط در ايران بلكه در سطح جهاني ، آنچنان اهميتي پيدا كرد كه براي انقلابيون ياس وتاثر وبراي دشمنان انقلاب اميد فراوان بوجود آورد و حالا كه به فضل الهي وبه رهبري امام امت و هوشياري و فداكاري مردم مومن به انقلاب اين منطقه ، اين توطئه عظيم كه ميرفت فراگيرتر شود و خطرات عظيم براي انقلاب بوجود آورد سركوب شد، مطلقا نبايستي غره شد و تصور كنيم كه غائله براي هميشه خاتمه يافته است و هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. بي توجهي به خواسته هاي توده هاي مستضعف دقيقا زمينه را براي هر توطئه آماده ميسازد. همچنان كه گزارش شده است اغلب چماق بدستان تبريز كه بازاء چند صد تومان حاضر شدند بلوا راه بيندازند از محلات فقيرنشين تبريز واز بيكاران و از سيل زدگان بودند كه احساس ميكردند هيچ توجهي به آنها نشده است . من مطلقا با اينكه براي دفاع از سرحدات متشبث به سران عشاير وخانها بشويم مخالفم، برعكس اعتقادم بر اين است كه هر قطعه زميني كه در اختياريك روستائي قرار ميدهيم، هر اجحاف و ستمي كه از سر روستايي رفع ميكنيم و هر چشمهاي كه بهسازي ميكنيم، سلاحي است بدست روستائي كه تا جان دارد از انقلاب دفاع خواهد كرد. نميدانم به چه دليل خاني كه تفنگ مرصع و حكاكي شده به يمن خوشخدمتي از آريامهر هديه گرفته است و از صدقه سر انقلاب كه منجر به فرار شاه شده است ، بهره مالكانه را از يك پنجم به چهارپنجم رسانده است، بايد تحت حمايت دولت و دادستاني انقلاب قرار گيرد و دادستان جواني كه بيارزشترين هديهاش به انقلاب جانش ميباشد ، از نظر كيفيت بيش از همه سنش با طاغوت مبارزه كرده است. در مقابل از سمت خود خلع شود. فقط باين جرم كه خان متجاوز را كه در لحظه دستگيريش، شرابش را زن شوهرداري ساقيگري ميكرد، دستگير كرده وتحويل زندانش داده است. باين دليل كه خواسته (الزرع للزارع) را عمل كند واسلام را دقيقا پياده كند. زماني كه اين دادستان به محل اعزام شد يكهتاز ميدان در منطقه خان بود و متقابلا گروههاي چپ بودند كه از اين فرصت طلائي براي جذب و جلب روستائيان به خود استفاده ميكردند. چندروستا را نيز توانسته بودند به شورش وادارند كه اعزام ايشان همه اينها را خلع سلاح واز منطقه متواري كرد. تكرار اين مطلب كه در آشوبهاي تبريز دقيقا دست سرمايهدار و فئودار در كار بوده و پول آنها بود كه بصورت چماق درآمد زايد است . بيهيچ تعارفي نبرد واقعي، نبرد انقلاب با سرمايهداري وارتجاع است و همه مطالب ديگر تعارفي بيش نيست. تجربه نه ماه حكومت مماشات و ليبرال براي همه نسلها وهمه خونهاي به خاك ريخته كافيست بيش از اين اهمال وسهلانگاري ، خيانت به مكتب وبه شهدا است. اگر طرح لغو مالكيتهاي فئودالي به تصويب نرسيد. همچنان كه در گزارشهاي قبلي هم توضيح دادهام در هر جاي استان كاري انجام شده كه در مسير انقلاب بوده است. بيهيچ ترديدي خط سبزي كشيده شده كه ضد انقلاب حق ورود به آنجا را نداشته است ، و نمونهاش انتخابات شوراها و رفراندم قانون اساسي است. ملخص كلام آنكه باز براي چندمين بار مصرا خواستارم كه باابقاء ايشان در سمت خود بيش از اين فرصت به ضد انقلاب ندهيد وانقلابيون را در راه پرپيچ و خمشان پشت گرم و استوارقدمتر نمائيد. والسلام-
استاندار آذربايجان شرقي. نورالدين غروي”
بعد از اينكه اين نامه را نوشتند باز دوباره آقاي موسوي اول بهمن يا اسفند ۱۳۵۹بود كه مرا صدا زد وباز حكم دادستان را
بمن داد، اين دفعه دشت مغان راهم به آن اضافه كرد. به حومه كليبر ودشت مغان كه به آنجا بروم و كارهايم را ادامه بدهم. در آن قسمت كه عرض كردم دلايل مخالفت آقاي همتي يعني آقاي همتي بايد با من مخالفت بكند. چند تا سند ديگر هم هست كه در رابطه با آن مسائلي كه گفتم ، خدمتتان عرض بكنم. ايشان نامهاي مينويسند به حجتالاسلام والمسلمين آقاي فيض دامت بركاته.
محمد يزدي
– جناب آقاي هاشمي اجازه بفرماييد ، ذهن مجلس آماده براي گرفتن جواب دو تا سوال است، يكي راجع به قتل و يكي راجع به اسلحه.
رئيس- كتبي بنويسيد و بفرستيد تا بي نظمي نشود.
بهروزيه
- ”حجتالاسلام والمسلمين آقاي فيض دامت بركاته، ضمن سلام وعرض ادب، چون در مشكينشهر مركزيت حزب جمهوري خلق مسلمان ايران وجود ندارد، تقاضا اين است كه وسيله حامل دستورات لازم را ابلاغ داريد و حضور محترم حضرت آيت الله العظمي سلام برسانيد. احمد همتي”.
بعد نامهاي مينويسند،
”بسمه تعالي،
مسوول اسلحه، جناب آقاي علي اصغر رجائي،
همكار محترم ، ضمن سلام چون وضع اسلحه فعلا غيرمنظم است تمام اسلحه و مهمات كه درخانه ها هست ، جمعآوري نماييد”.
و من مدراك ديگري دارم كه ايشان دقيقا خانها را مسلح كردند وكساني كه بعد از اينكه ما در منطقه بوديم متواري بودند، حالا آمدند امان نامه به آنها دادند و اينها در منطقه حضور دارند ، فئودالهايي كه بطور متوسط حساب كرديم هر يكيش حداقل از سه هزار تا دوازده هزار هكتار زمين دارند، يعني ما در منطقه بآنها ميگفتيم اينها شاه منطقه هستند. در مورد قتل ، نامهاي از دفتر رياست جمهوري خطاب به استاندار آذربايجان شرقي آقاي غروي نوشته بودند كه اين سه نفري كه آمدند كجا هستند، يعني كسان آنها رفته بودند و شكايت به دفتر دادستاني وبه دفتر رياست جمهوري فرستادند، بعد ما با آقاي غروي تلفني صحبت كرديم ايشان گفتند كه جريان چيه؟ تو اينها را گرفتي و چه كارشان كردي؟ من در جواب همان نامهاي كه آقاي غروي نوشته بودند اين نامه را خدمتشان نوشتم، نوشتم:
”استاندار محترم آذربايجان شرقي”
عطف به مذاكرات جمهوري با آقاي مهندس سيدزاده وتماس تلفني با جنابعالي گزارش ذيل در مورد كيفيت دستگيري وآزادي آقايان: سهراب عيسيلو، رستم عيسيلو، فرهاد بايرامي باستحضارتان ميرسد بعد نوشتم كه اينها را چگونه دستگير كرديم. اتهاماتشان چي بوده، حدود شانزده مورد اتهام داشتند بعد آخرش اين را نوشتم كه ”و همان شب توسط پاسداران بمنظور بازداشت موقت تا تكميل پرونده به كليبر اعزام شدند و لغايت مورخه ۵۸/۱۲/۲۲
در بازداشت به سر ميبردند ودر تاريخ فوق الذكربعلت تراكم كار و ضيق وقت، جهت رسيدگي و تشكيل و تكميل پروندهشان به اخذ تعهدي كه فتوكپي آن در پيوست ميباشد تا اطلاع ثانوي آزاد گرديدند” من اينها را آزاد كردم واين هم حكم آزاديشان بوده است و تعهد و التزامي كه به ما دادند ، بعد آقاي حسيني رئيس دادگاه مشكين شهر نامه اي مينويسند به آقاي موسوي رئيس دادگاه تبريز، ميگويند ”ضمن سلام آقايان حاجي رستم، سهراب و اينها حدود دو ماه قبل وسيله سپاه اعزامي تبريز عضو گروه تحقيق روستا دستگير گرديده و تا اين موقع خبري از آنها در دست نيست. با توجه باينكه خانواده نامبردگان در نگراني به سر ميبرند واين درست خلاف شرع مقدس اسلام ميباشد”. يعني ميخواهد تكلفيشان راروشن بكندو بعد دادگاه انقلاب تبريز هم اقدام ميكند مساله در دادستاني انقلاب تحت رسيدگي است . كسانيكه در مظان اتهام هستند، من دو بار احضار شدم يك دفعه اي آقاي موسوي اردبيلي مرا احضار كردند و خدمت ايشان رفتم و در مورد اين مسائل خدمت ايشان توضيح دادم و دوبار هم در فروردين امسال يعني دو سه ماه پيش رفتيم خدمت آقاي قدوسي و بعد ايشان هم پرونده را دست آقاي محقق بازجويي كه در آنجا بود با ايشان صحبت كرديم من هر چه جريان در مورد اينها بود برايشان گفتم كه كيفيت دستگيري اينها چگونه بوده است. ما چه كارشان كرديم
۰۰ (رئيس: سه دقيقه از وقتتان مانده است)
در مورد نامه اسلحه ، نامه اسلحه كه من نوشته ام نامه را به برادرمان داوود كريماني نوشتم، جريان اين بود كه من قبلا احساس نياز ميكردم ۰۰
(محلاتي: آقاي بهروزيه توضيح بدهيد كه اسلحه ها را چه كار كرديد) چشم، عرض كنم خدمت شما، من احساسم اين است كه بعد از شروع جنگ ايران وعراق ضرورتش براي همه محسوس بود.
همتي
- آقاي هاشمي طبق ماده ۶۶ به من وقت بدهيد.
رئيس- وقت تان محفوظ است براي بعد. روي اين نميتواند اثر بگذارد . قبل ازراي گيري نميشود.
فدائي- از اول به آقاي همتي توهين شده.
بهروزيه- ضرورتي بود و حالا نظرم واعتقادم بر اين است كه هميشه بايد نوار مرزي يك كشور انقلابي مثل ايران افرادش و صادقترين و صالح ترين افرادش مسلح باشند حتي به سلاحهاي جنگي نه اسلحههاي شكاري كه دم دستشان هست. سپاه اهر يك مقدار زيادي حدود ۲۰۰ الي ۲۵۰ قبضه
اسلحه از حومه خودش جمع كرده بود ومردم را خلع سلاح كرده بود داود كريماني كه مسوول آنجا بود و به تبريز آمده بود من با ايشان صحبت كردم . در رابطه با اين نامه سه تا مساله را من بايد توضيح بدهم بعد اين مساله روشن تر بشود. يكي اينكه نوشتم ”مذاكرات حضوري” مذاكرات حضوري مسائلي بود كه با خودشان صحبت كرديم سر اينكه من گفتم اين اسلحه هايي كه جمع آوري كردي و در سپاه اهر گذاشته اي در اين موقعيت كه آن منطقه نوار مرزي ونزديك شوروي است و توطئه گران هم زيادند بهتر نيست كه اينها را دست روستائياني كه در جريان عمل شناختي از آنها داري و بهتر ميشناسي ببر بآنها بدهد تا دستشان باشد. بعد در مورد بعضي از سلاحها، سلاحهاي شكاري بود كه در سپاه اهر بوده و وضع بيثبات سپاه آنوقت از دفتر هماهنگي تهران رفته بودند سپاه تبريز و شوراي فرماندهي سپاه را منحل كرده بودند وضع كلي سپاه استان آذربايجان شرقي ثبات نداشت متزلزل بود يعني هر آن ممكن بود بطوريكه در نامه ام نوشتم كسي را از محلي عوض بكنند بعد نامه را نوشتم و در نامه گفتم كه امكانات و سلاحهاي مورد مذاكره را به برادر محمود احمدي زاده تحويل نماييد كه برادر عزيزمان محمود احمدي زاده در تصرف تپه هاي الله اكبر بتاريخ ۶۰/۲/۳۱ شهيد شد. جريان اين بود كه
گفته بودند اسلحه ها را به محمود تحويل بدهد و محمود به كليبر ببرد و من خودم به منطقه بروم. روستائيان را مسلح بكنيم ووقتي به مجلس آمديم اسلحه از آنجا بما ندادند و گفتند تا اعتبارنامه ات تصويب نشود به شما نميدهيم. به محمود گفته بودم اسلحه اي كه خودم داشتم بگيرد و بياورد. منظور از مذاكرات حضوري و آنچه كه بايشان گفتم اين بود كه در نوشتن متن نامه كه اينجور استنباط ميشود، قرار بود مجموعه اسلحه ها به تهران بيايد در نوشتن نامه من اشتباه كردم قرار بود كه فقط اسلحه خود من را به تهران بياورد و مجموعه اسلحه را به كليبر ببرد ودر اين مورد برادراني كه رفتند از منطقه ودر سپاه اهر و اينها تحقيق كردند و پرسيدند من گزارشش راديدم چيزي غير از اين نيست. (رئيس: وقتتان تمام است) و در مورد اموال واينها كه به ايشان گفتند كه اموال را نگهداشتند و پولها را فلان۰۰ من همه اش را تحويل دادگاه تبريز دادم ورسيد همه
اش را دارم. بارها خدمت آقايان گفتم كه برادران اينها مسائلي حقوقي است بايد در دادگاه به آنها رسيدگي شود ، شما اينها را ارجاع بدادگاه بكنيد تا تكليف آنها روشن بشود. بهر حال من باز (يكي از نمايندگان: بالاخره روشن نشد) و در مورد ماشين آلات شركت توفان هيما در نامه اي كه آقاي مهندس غروي به برادرمان آقاي ميرسليم مينويسد ، مينويسد كه: ”در مورد جابجا كردن ماشين آلات شركت توفان هيما در مغان بدستور استانداري بوده است واينكه ميگويند دست روستائيان است وحسابش معلوم نيست، اين صورت جلسه خود شركت است كه دقيقا صورت برداشته كه كدام وسايل وكدام ماشين آلات در دست كداميك از دهاتهاي منطقه است.
رئيس- متشكر، وقتتان تمام است با احتساب سه دقيقه وقت اضافي.
آقايان ما الان بايد تشييع جنازه برويم گلدانها را آماده بكنند براي راي گيري.
بهروزيه- آقاي هاشمي خواهش ميكنم يك دقيقه بمن وقت بدهيدتا اين نامه را بخوانم.
رئيس- يك دقيقه ، خوب شما كه داريد وقت را ميگيريد بگوييد.
بهروزيه- و در آخر ميخواهم خدمت همه برادران عرض كنم كه تمامي مسائلي كه گفته شد بر اساس همين نامهاي كه آقاي همتي به مشكين شهر نوشتند اينها جوسازي وطرح وتوطئه بيشتر نيست. ايشان بتاريخ ۵۹/۵/۱۹ در نامه
مجلس شوراي اسلامي مينويسند :
”بسمه تعالي،
برادر مجاهد حجت الاسلام جناب آقاي حسيني رياست دادگاه انقلاب مشكين شهر، ضمن سلام چندين بار تلفن نمودم موفق نشدم تماس حاصل نمايم. خواهشمند است به محض رسيدن شكايتي از طرف نهادهاي انقلابي دستور فرماييد طوماري از طرف اهالي حومه توسط برادران اسدالله عليزاده و طالب احمدآبادي تهيه و با چندين نفر به مجلس شوراي اسلامي وساير مقامات مسوول ارسال نموده واز حسن بهروزيه و چند نفر ديگر شكايت كنند و علي اكبر اسكندري در دادگاه مشغول شود و نامه را پس از مطالعه پاره نماييد. نماينده مشكين شهر در مجلس شوراي اسلامي احمد همتي” كه بر اساس يك همچنين سفارشاتي بود كه ايشان طومار و شكايت اينها را فراهم كرده و فرستادند. والسلام.
همتي- آقاي هاشمي ، طبق ماده ۶۶ به من وقت بدهيد.
رئيس- آقاي همتي ، درست است وقت شما طبق ماده محفوظ است.
همتي- همين نامه اي كه خواندند ۰۰
رئيس- بعد از راي گيري ميتوانيد توضيح بدهيد.(همهمه نمايندگان) آقايان جواب سوالها ديگر اجباري نيست كه گفته شود ايشان هر چه مايل بوده جواب داده است وآقاياني كه ميخواهند راي بدهند تصميم خودشان را ميگيرند، /۱۸۵ نفر در
جلسه حاضرند گلدانها را براي راي گيري ببريد ، كارت سفيد بي امضاء علامت موافقت، و كبود بي امضاء علامت مخالفت و زرد بي امضاء ممتنع. آقايان بعد از راي گيري از مجلس بيرون نرويد وقتي كه جلسه را تعطيل كرديم، يك تذكر ضروري نسبت به حركت امروز داريم كه بايد خدمتتان عرض بكنيم (اخذ راي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد).
رئيس- بسم الله الرحمن الرحيم. نتيجه استخراج آراء براي اعتبارنامه آقاي بهروزيه ، افراد حاضر در مجلس ۱۸۵ نفر، آراء مخالف ۱۰۵ نفر ، آراء موافق ۵۰ نفر، بدون راي ۲ نفر، آراء ممتنع ۲۸ نفر، بنابراين اعتبارنامه آقاي بهروزيه رد شد.
۴-پايان جلسه.
رئيس- جلسه ختم ميشود.
(جلسه ساعت نه و پانزده دقيقه پايان يافت).
رئيس مجلس شوراي اسلامي – اكبر هاشمي رفسنجاني
|