-
مجلس شوراي اسلامي
-
دوره ۱
-
جلسه ۱۷۰
رئيس جلسه: اكبر هاشمي رفسنجاني
تاريخ: ۱۳۶۰/۰۴/۰۲
شماره روزنامه رسمي: ۱۰۶۳۰
زمان: ۰۷:۳۰ تا ۰۹:۱۵
(قسمت دوم )
دفاعيات آقاي حسن بهروزيه نماينده اولين دوره مجلس شوراي اسلامي
قره باغ – آقاي هاشمي ، اينها خارج از موضوع است.
حسيني طباطبائي – آقا، من از منشاءاش شنيدم عزيزم، شما كه خودتان اهل علمي ماشاءالله.
قره باغ – اينها داستان است آقاي هاشمي (همهمه نمايندگان)
حسيني طباطبائي – آقايان اجازه بفرماييد.
رئيس- آقاي قره باغ شلوغ نكنيد.
حسيني طباطبائي- عجيب است آقا ، شما به ديگران بايد بياموزيد، بعد من به او گفتم هويت وماهيت وشخصيت خودت را بگو، تو چه كسي هستي كه اين تهمت را ميزني؟گفت ”من ميترسم، اگر بگويم اسمم را ، خودم وكسانم در آن محل مورد تعرض وتعدي قرار ميگيريم” وخودش ميرفت كه در يكي از شركتهاي زاهدان (شركتهاي ساختماني) كار كند، بنابراين ايشان در آنجا اظهاراتي ميداشت داستان كشتن مرموز آن سه نفر كه بوسيله ايادي ودست در كار بودن ايشان در مورد كشته شدن. اشاره كرد كه خوشبختانه بعد نامه هايي هم از آن نواحي يعني از آن استان در اين مورد رسيده است كه بسياري از آقايان نمايندگان حتما آن نامه ها را دارند، از جمله اعمالي كه انجام شده است.
- شهادت انجمن اسلامي شهر مشكين شهر و نماينده امام و سرپرست كميته امداد امام و امام جمعه مشكينشهر بنام آقاي شيخ عباس علي عشقي كه هم اكنون امضاء ونام ايشان در اين پرونده است كه اينها همه مربوط به آقاي بهروزيه ، كه بصورت يك پرونده درآمده كه عشري از اعشاري است كه در پرونده اصلي است. يعني آن مقداري كه به من رسيده است.
۲- شهادت امام جمعه كليبر مورخ ۶۰/۲/۹ بنام آقاي يوسف صباغ كه نسخه آن موجود است و شايد در اختيار همه نمايندگان محترم باشد ، مبني بر ايجاد جو لامذهبي (معذرت ميخواهم عبارت آنهاست) و شلوغ بازي در محل بنا به تعبير ايشان.
- گواهي يكي از پاسداران محلي كه از امور انجام شده توسط ايشان وهمكاران ايشان كاملا اطلاع دارد ، كه هيات اعزامي هم جريان را بيان نموده است.
۴- از جمله مدارك نامهايست از آقاي مهاجري بازپرس شعبه اول دادگاه اهر مشتمل بر شرح كشف اجساد مقتولين وشناسائي آنها طبق مشخصات موجوده همراه مقتولين از قبيل نامهاي كه در جيب رستم پدر سهراب عيسي لوي مقتول بوده است. كه نامبردگان طبق مشخصات همان افرادي بودند كه بازداشت واموالشان مصادره شده توسط آقاي بهروزيه تاريخ نامه بازپرس مورخ۵۹/۴/۳۰ ميباشد.
۵- گواهي آقاي شيخ علي امينيان، امام جمعه سابق مشكين شهر در مورد كشف اجساد مقتولين فوقالذكر در حوالي اهر به تاريخ ۵۹/۱/۱ .
۶- حكم جلب وتعقيب و تحويل آقاي بهروزيه به علت اعمال ورفتار نامشروعي كه انجام ميداده از طرف حجت الاسلام آقاي قدوسي دادستان كل انقلاب جمهوري اسلامي، بتاريخ ۵۹/۱۰/۱۱ كه فتوكپي آن هم اكنون موجود است ولي متاسفانه هواداران آقاي بهروزيه مامور ابلاغ را به مدت ۲۴ ساعت بازداشت نمودهاند كه خود جرمي ديگر از اطرافيان ايشان است.
۷- شكاياتي كه به آيت الله مشكيني درباره اعمال ورفتار ايشان شده است و تحقيقاتي كه از طرف آيتالله مشكيني در محل در باره آقاي بهروزيه بعمل آمده است كه نتيجه آن ، اظهارات زير از آيت الله مشكيني ميباشد.
ميفرمايد كه ”حداقل مجازات آقاي بهروزيه راه ندادن ايشان به مجلس است و تعجب از اين است كه ايشان بايد الان در زندان باشند نه در مجلس و وقتي كه چهار بار در كميسيون ، اعتبارنامه ايشان رد شده چگونه امكان دارد، ايشان را بعنوان يك نماينده مجلس پذيرفت؟
۸- جمعآوري و ذخيره كردن اسلحههاي مختلف اعم از شكاري و جنگي كه توسط ايشان وايادي و همدستانشان انجام شده كه با مطالبه مقامات ذيصلاح از تحويل دادن خوددداري نموده اند و الي الحال هم تحويل نداده است. كه بايد در اين مورد جوابگو بوده واسلحه ها را تحويل دهد ونيز بگويد كه چه كساني را ميخواسته در تهران مسلح نمايد؟
- نامه خصوصي آقاي بهروزيه به آقاي كريماني مبني بر درخواست ارسال اسلحه هاي جمعآوري شده به تهران، جهت مسلح كردن افراد موردنظر ايشان كه معلوم نيست چه كساني بودند آنهم با قيد فوريت وذكر اينكه سپاه ثباتي ندارد كه هر كدام از اين نكات شايان امعان نظر و توجه است.
۱۰- نامه پرويز علمي درخصوص فروش احشام و اغنام مصادره شده وسيله آقاي بهروزيه كه بالغ بر چندين ميليون ريال بوده است.
۱۱- صورتجلسه حاكي از اموال وزينت آلات زنانه كه توسط آقاي بهروزيه مصادره شده در تاريخ ۵۹/۸/۹ . - تصرفات غير مجاز ايشان در اموال بعد از ۵۹/۸/۲۶ كه آقاي قدوسي دادستان كل انقلاب توسط آقاي مدني اعلام نموده است كه ايشان حق هيچگونه دخل وتصرفي در امور را ندارد. معذلك ايشان خودسرانه اقدامات مصادره اي انجام داده است واعتنائي به دستورات دادستاني نميكرده اند .
۱۳- نامه آقاي محمد رضا وهابي، دادستان انقلاب اسلامي مشكين شهر به محضرامام و رونوشتهايي كه به آيت الله منتظري ، آيت الله مشكيني ، استاندار آذربايجان شرقي و امام جمعه مشكين شهر و فرماندار مشكينشهر و سپاه داده است، حاكي از دخالتهاي نامشروع ايشان در امور واموال واعراض مردم وحتي جسارت به مقامات عالي روحانيت و رهبري.
۱۴- نامه آقاي عشقي،امام جمعه مشكين شهر (رئيس: دو دقيقه وقت داريد) مبني بر شكايت از آقاي بهروزيه در مورد رفتارهاي تحريكآميز و فتنهانگيز ايشان در منطقه كه حاصل آن سلب مسووليت از توالي فاسد واقدامات نامبرده ميباشد.
۱۵- نامه آقاي سيد صادق آل محمد نماينده امام وامام جمعه اهر در پاسخ نامه آقاي مدني و آيتالله مشكيني مشعر بر حركات واعمال نامشروع ايشان وعدم اعتناء ايشان به تذكرات مسوولين وايجاد جو اختناق.
- گزارش نهادهاي انقلابي (همه اينها اينجا موجود است به عكس آنچه كه آقايان استناد ميكردند، ضمنا توضيح بايد بدهم كه فوت نشود چون وقتم كم است ، آن نامه اي را كه آقايان استناد ميكردند كه نهادهاي انقلابي كه نوشته اند و به اصطلاح گفتند ايشان شخص خوبي بوده از ناحيه سپاه تكذيب شده كه شايان توجه واهميت است) به قرار اطلاع در رابطه با تاييد آقاي حسن بهروزيه نامه اي توزيع شده كه ممهور به مهر چند پاسگاه سپاه وهمچنين شهرستان اهر و مشكين شهر ميباشد به اطلاع آن مجلس محترم ميرساند كه اين عمل از نظر سپاه غيرقانوني بوده و نامبرده (يعني آقاي بهروزيه) داراي پروندههاي تحت بررسي ورسيدگي ميباشد پس بنابراين ، اين جوسازي كه برخي از دوستان دانسته يا ندانسته كردهاند و نامهپراكني كردهاند وحتي برخي از نهادها را اغفال كردهاند ياكساني بوده اند كه آن موقع نبوده اند و تازه رفته اند وخبر نداشته اند و يا آنكه نامه هاي قبل از افشاي كار ايشان را كه نوع آن نامه ها خدمت شما هست، تاريخ آنرا هم وقتي نگاه كنيد ميبينيد كه يك قسمت قبل از آني كه موضوع مطرح بشودو پخش بشود . بنابراين رفته اند از اين وضعها بهره برداري كرده اند و پخش كرده اند و اين نامه سپاه پاسداران مركزي ناسخ و رافع همه آن نامه ها خواهد بود. (رئيس: وقتتان تمام است) بنابراين آقايان محترم بر حسب وظيفه همانوطري كه بنده بدون خصومت شخصي كه با همديگر هيچ آشنايي نداشتيم چون مطلع شدم براي اداي وظيفه آمدم واينجا عرض مطلب كردم، آقايان هم بر حسب وظيفه اسلامي و وجداني كه اين مجلس را بايد منزه و مقدس نگاه دارند، مخصوصا جايي كه پاي دماء واموال باشد كه مهمترين باب فقه (رئيس: وقتتان تمام است) فروج و اموال ودماء است، رعايت وظيفهشان را خواهند فرمود. والسلام عليكم و رحمه الله.
رئيس- آقاي بهروزيه يك ساعت وقت دارند وميتوانند هر مقدار از وقتشان را براي دفاع در اختيار يك نمايندهاي بگذارند.
بهروزيه – بسم الله الرحمن الرحيم. با اجازه رياست محترم مجلس به سهم خودم لازم ميدانم كه در مورد ضايعه اسفناك شهادت ياور صديق انقلاب برادرمان دكتر چمران پيام تسليتي عرض بكنم . ”انا لله و انا اليه راجعون.
پايان زندگاني هر كس به مرگ اوست جزمرد حق كه مرگ وي آغاز زندگي است
شهادت شهيد گرانقدر دكتر مصطفي چمران بنده صدق الله و نماينده امام امت در شوراي عالي دفاع و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه در جنگ با كفر جهاني به سركردگي آمريكا و به دستياري رژيم بعث عراق به لقاءالله پيوست به پيشگاه حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرج الشريف و رهبر كبير انقلاب امام خميني (حضار سه مرتبه صلوات فرستادند) و پاسداران اسلام در تمامي جبهههاي ستيز حق وباطل وخانواده و بستگان متعهدش تبريك وتسليت عرض كرده واز خداي متعال توفيق و نصرت به همه پويندگان راه حق را مسئلت مينمايم و نيز نسبت به خانواده و بستگان برادر عزيزمان آقاي كمالينيا بهسهمخودم تسليت عرض ميكنمواز خداي منان برايشان صبر وافي تقاضا دارم.
بسماللهالرحمنالرحيم. ”ان صلاتي ونسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريك له وبذلك امرت وانا اول المسلمين. رب اشرح لي صدري و يسرلي امري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي” من به تأسي از كلام والاي اميرالمومنين علي عليه السلام كه ميفرمايد اگر نبود عهدي كه خداي تعالي از علماء و دانايان گرفته تا راضي نشوند بر سيلي ظالم وگرسنه ماندن مظلوم، هر آينه ريسمان ومهار شتر خلافت را بر كوهان آن مينداختم و آب ميدادم آخر خلافت را به كاسه اول آن فهميدهايد كه اين دنياي شما نزد من خوارتر است از عطسه بر ماده صريحا عرض ميكنم كه انتظار يك ساله و تصيدع وقت گرانقدر مجلس در چنين روزي فقط و فقط لوجه الله بوده و پس چرا كه من بنده خدايم شما نمايندگان محترم واينجانب در اولين جلسه حضور در مجلس طبق اصل ۶۷ قانون اساسي طي مراسم تحليف در برابر قرآن مجيد به خداي قادر و متعال سوگند ياد كرده ايم كه با تكيه بر شرف انساني خويش پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستآوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشيم وديعه اي را كه ملت به ما سپرده بعنوان امين عادل پاسداري كنيم ودر انجام وظايف وكالت امانت و تقوي را رعايت نماييم و همواره به استقلال واعتلاي كشور وحفظ حقوق ملت وخدمت به مردم پاي بند باشيم از قانون اساسي دفاع كنيم و در گفته هاو نوشته ها واظهارنظرها استقلال كشور وآزادي مردم وتامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشيم بر همين اساس و بنا به فرمايش امام كه امسال را سال قانون اعلام فرمودند، توجه شما را به اصل ۶۲ قانون اساسي جلب ميكنم.
اصل ۶۲ قانون اساسي: مجلس شوراي ملي از نمايندگان ملت كه بطور مستقيم و با راي مخفي انتخاب ميشوند، تشكيل ميگردد، شرايط انتخابكنندگان وانتخابشوندگان وكيفيت انتخابات را قانون معين خواهد كرد.
قانون دور اول انتخابات مجلس شوراي ملي ودستورالعمل اجرائي آن .
فصل اول كليات:
ماده يك – در اجراي اصل ۶۲ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران انتخابات مجلس شوراي ملي كشور جمهوري اسلامي ايران بر طبق مقررات اين قانون انجام ميگيرد. (آنچه كه نوشته مورد نظر من است) در فصل دوم ماده ۹ و ۱۰ است.
ماده ۹- انتخاب شوندگان بايد داراي شرايط زير باشند:
۱- تابعيت ايران
۲- حداقل سن ۲۵ سال وحداكثر ۷۵ سال تمام.
۳- عدم اشتهار به فساد و نادرستي.
۴- اعتقاد به نظام جمهوري اسلامي .
۵- ابراز وفاداري به قانون اساسي.
۶- سواد خواندن و نوشتن به حد كافي.
ماده ۱۰- اشخاص زير از انتخاب شدن محروم ميباشند:
۱- اقدامكنندگان عليه انقلاب واساس جمهوري اسلامي كه حكم محكوميت آنها صادر شده باشد.
۲- محرومين از حقوق اجتماعي.
۳- محجورين و ورشكستان به تقصير.
۴- نخست وزيران و وزيران، معاونين وزراء ، استانداران ، سفرا، نمايندگان مجلسين، اعضاي ساواك منحله، اعضاي انجمنهاي شهر وشهرستان و وابستگان به رژيم سابق از ۱۵ خرداد ۴۲ تا بهمن ۵۷ وكساني كه به استناد مدارك موجود ارتباط يا همكاري با ساواك منحله داشته اند.
۵- اعضاي هيات اجرائي و انجمنهاي نظارت بر انتخابات و شعب آنها در حوزه تحت نظارت خود.
استانداران و معاونين آنها، فرمانداران وبخشداران در حوزه ماموريت خود.
اين چيزي است كه در قانون آمده و رسيدگي به اعتبارنامهها در كميسيون تحقيق مجلس ميبايست بر همين اساس بوده باشد . از اولين جلسه اي كه كميسيون تحقيق تشكيل جلسه داد و من را خواستند كه براي اداي توضيحات بروم آنجا مواردي كه آنجا مطرح بود وديروز برادرمان آقاي حقاني اينجا خواندند من بعد از اينكه توضيح لازم و كافي به ايشان دادم عرض كردم خدمتشان كه اينها مسائلي است عمدتا حقوقي و چيزهايي است كه مراجع قضائي صلاحيتش را دارند ميتوانند در موردش رسيدگي بكنندو راي قاطع صادر بكنند، براي خاطر هيمن بود كه به تاريخ ۵۹/۷/۶ نامهاي به خدمت آقاي موسوي اردبيلي دادستان كل كشور نوشتم.
احتراما روز شنبه مورخ ۵۹/۷/۵ جلسه كميسيون تحقيق مجلس شوراي اسلامي بمنظور رسيدگي به پرونده انخاباتي اينجانب حسن بهروزيه تشكيل وبنده بنا به نامه دعوت كميسيون در جلسه حضور يافته ودر مورد اتهاماتي چندسوال وجوابهايي بعمل آمد در اتمام جلسه با عنايت به آنچه در كميسيون تحقيق گذشت نظر بنده اين بوده وهست كه مذاكرات و پرس وجوهاي انجام شده در حد تحقيقات لازم وكافي نبوده وبر اساس ماوقع اين جلسه هر راي در مورد بنده نفيا يا اثباتا داده شود منطبق با حقايق نخواهد بود مذاكرات جلسه بر محور دو موضوع اصلي دور ميزد:
الف- اتهام قتل سه نفر به استناد دعاوي وارثين مقتولين.
ب- اتهام توطئه گري به استناد يك نامه به انضمامش كه به پيوست تقديم ميگردد.
خلخالي- آقاي هاشمي من يك تذكري دارم. اكثر نمايندگان در بيرون بغل جنازه ايستاده اند به استدلالات ايشان هم گوش نميدهند، آنوقت اين نتيجه را برعكس ميدهد.
رئيس- خير اكثر داخل هستند اين تذكر را نفرماييد اكثريت داخل هستند، چرا بينظمي ميكنيد؟ بفرماييد بنشينيد.
خلخالي- بي نظمي نيست . عين نظم است يعني وكلا بايد اينجا باشند ، نصف بيشتر آنجا هستند.
رئيس- بي نظمي نكنيد اين بي نظمي دوم است آقاي خلخالي بي نظمي نفرماييد.
بهروزيه – اين نامه اي كه در مورد اسلحه مطرح است من فتوكپي آنرا به انضمام نامه ديگر خدمت آقاي موسوي اردبيلي فرستادم ، بعد گفتم”آنچه كه مسلم است بعنوان يك واقعيت موجود كميسيون تحقيق مجلس نميتواند بعنوان مرجع قضائي عمل نمايد. حالا مسلما صحت وسقم اتهامات است كه بعد از تحقيقات جامع و كافي معلوم خواهد كرد كه به ادعاي بعضي از برادران قاتل و توطئهگر هستم يا نه و لذا با توجه به شرايط موجود و مسائل ذيربط استدعا مينمايم دستور فرماييد در اسرع وقت پروندهام را با احتساب اتهام بند ب فوقالذكر در يكي از شعبات آن دادگستري به جريان انداخته و نتيجه نهايي قطعي را مبني بر نفي يا اثبات اتهامات مطورحه صراحتا اعلام فرماييد. ” رونوشت به رياست محترم مجلس و كميسيون تحقيق هم فرستادم. بعد از آن كميسيون تحقيق تشكيل جلسه داد و صورتجلسهاي كه نوشته بودند بردند كه برادران اعضاي كميسيون تحقيق امضاء بكنند صورتجلسهاي كه نوشته شده بعد از نوشتن اول مواردي كه به ترتيب نوشتند، كلمه اتهام را اضافه كردند يعني اگر كلمه اتهام را اضافه نميكردند،دلايل رد اعتبارنامه در جلسه مورخ ۵۹/۹/۱۲ ميتوانست اينها باشد مصادره اموال بدون مجوز قانوني، مصادره وشكستن ماشينآلات شركت ساختماني توفان، مخالفت شديد با روحانيت و بيرون بردن منبر از بعضي مساجد و روستاهاي مشكين شهر و گفتن اينكه اين كارها ارتجاعي است، سرپيچي از دستور دادستان كل كشور و آيت الله مدني وآل محمدي، مخالفت با قانون اساسي و گفتن اينكه اگر در جلسه خبرگان ترب و شلغم ميكاشتند بهتر از اين قانون بود. بعد گرفتن حدود سيصد اسلحه اين موارد كه نوشته شده بترتيب اولش كلمه اتهام بالايش اضافه شده بعضيها جلويش توضيح دادند كه بايد جواب بدهد بعد معلوم نيست ثابت نشده توضيحاتي كه ايشان دادند بعد از نوشتن صورتجلسه كميسيون تحقيق و اضافه كردن اتهامات واينها من نظرم اين بوده كه يا واقعا اينهايي كه مطرح بوده و در صورت جلسه نوشتهاند تحقيقا براي كميسيون تحقيق ثابت شده مسلم است ، مسجل است يا باز بصورت اتهام برايشان مطرح است اگر برايشان ثابت شده كه اينها را نوشتهاند، كلمات اتهام وكلماتي كه معلوم نيست ودرست نيست واينها چرا بعد اضافه كرند واگر به صورت اتهام است، اين دقيقا مغاير است باماده ۱۴ آئيننامه داخلي كه ميگويد گزارش كميسيون بايد مدلل وموجه باشد دراين جلسه هم اعتراض من به گزارش كميسيون تحقيق بر همين اساس بوده من هيچوقت نگفتم كه كميسيون تحقيق به نحوي عمل بكند كه راي مثبت بمن بدهد من هر جا نامهاي نوشتم وحرفي زدم ، گفتم طوري بشود كه بحق عمل بشود، من برخلاف برادران نظري كه دارم ومرتب ميگويند طول دادن جريان رسيدگي به اعتبارنامه اش سر اين بوده كه نظر اعضاي كميسيون تحقيق را بخودش جلب بكندتا بلكه بتواند راي مثبتي ازآنها بگيرد اينجوري نبوده من هميشه گفتم كه بياييد بر اساس حق و بر اساس موازين قانوني عمل بكنيد بعد از آنكه اين صورت جلسه را ما نپذيرفتيم ، گفتيم كه مورد قبول ما نيست من نامهاي نوشتم به خدمت اعضاي محترم كميسيون بتاريخ ۵۹/۹/۱۸ و از ايشان خواستم كه ”نمايندگاني را به منظور تحقيق وبررسي دقيق تر به حوزه انتخابيه ام اعزام نمايند تا به مصداق آيه شريفه ”انا جعلناك خليفة في الارض فاحكم بين الناس بالحق ولا تتبع الهوي” حداقل قضاوتي بحق شده باشد كه بعدش رياست محترم كميسيون به تاريخ ۵۹/۱۱/۱۱ براي سه نفر از اعضاي محترم كميسيون تحقيق ماموريت دادند كه بروند از منطقه براي تحقيق محل، كه حالا بهر دليل، و بهر علتي نرفتندو بعد آخرين هفته اسفند ماه ۵۹ بود كه من مسافرت بودم، از طريق راديو شنيدم كه اعتبارنامهام مطرح است ومن نيستم . بعد كه برگشتم گفتم كه خوب اين مساله اي كه مطرح بود، من گفتم شما بياييد در بررسي اعتبارنامه به مسائلي استناد بكنيد كه اولا در چهارچوب وظايف قانوني كميسيون هست و بعد مسائلي كه ثابت شده برايتان بايد بگوييم ، نميتواند كه كلمه اتهام را اولش اضافه بكند، صراحتا ماده ۱۴ آئين نامه داخلي ميگويد كه ”گزارش كميسيون بايد مدلل وموجه باشد” كه شما اول و تمام اين موارد كلمه اتهام اضافه كرديد اين مدلل وموجه نيست.